محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
668
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
دارند ، پيروان ابو سليمان درانى را نام مىبريم ، درحالىكه دانشمندان بصره كاملا نظر مخالف دارند . « 1 » ولى اگر ما به وجدان عمومى مراجعه كنيم ، هرگز چنين اختلاف و تفاوتى را مشاهده نخواهيم كرد . آيا اين سرگردانى روى تناقض در ذات انديشهء اخلاقى ، در حقيقت تناقضى است بين دو روش ارزشيابى كه هر دو احتمالا مشروعند ؟ آيا شخصيّت و شرافت اخلاقى ، عظمت و طهارت نفس ، همهء اينها نزد همه مورد احترام و اعجابند ؟ بنابراين ؛ هرگاه اين صفات فطرى با صفاتى همراه شوند كه با عمل به دست مىآيند ، آيا ما كارى جز اين كردهايم كه نرم و درشت و دائم و موقّت را در مقابل هم قرار دادهايم ؟ چه كسى ترديد دارد ، در اينكه بگويد : به چه چيز اعتماد نمايد ؟ به راستى ، اگر ما بين دو هنرمند مخيّر باشيم تا يكى را برگزينيم ، آنكه حركاتى را با استعداد ذاتى و با زيبايى انجام مىدهد و ديگرى همان حركت را جز با رنج و زحمت و عرق ريختن نمىتواند انجام دهد ، بديهى است كه ما برترى را از حدّ ميانه تميز داده و همواره يك امر طبيعى را بر يك امر ساختگى ترجيح مىدهيم . جز اينكه ما از سوى ديگر به اين سخن مشهور مىنگريم : « هركسى در گرو اعمال خود است . » نه تنها اعمال عادلانه است ، بلكه اين اعمال در ذات خود عين عدالت است ، و در اين صورت ، كيست كه باور نداشته باشد كه صفات فطرى را كه بهطور طبيعى بر ما ارزانى داشتهاند ، نتيجهء عمل ما نيست ؟ آيا بر ما لازم نيست وقتى كه با اين مقياس تمام امور را سنجيديم ، به هر قيمتى كه شده
--> ( 1 ) - اينك عين عبارت اين مسئله چنانكه در احياء علوم الدّين غزّالى : 4 / 41 ، آمده است ، مىگويد : « اگر بگويى : هرگاه دو توبهكار را فرض كنيم كه يكى قلبش مطمئن به ترك گناه است ، و ديگرى همچنان مايل به گناه است ، ولى با نفس خود مبارزه مىكند و مانع مىشود ، كدام يكى بالاتر است ؟ بدان كه اين از موارد اختلاف دانشمندان است ، احمد بن ابى الحوارى و پيروان ابو سليمان درانى معتقدند كه آنكه مبارزه با نفس مىكند ، بالاتر است ، زيراكه وى علاوه بر توبه ، فضيلت جهاد با نفس را دارد . ولى علماى بصره مىگويند : آن ديگرى افضل است ، زيراكه وى اگر در توبهاش كوتاهى كند ، به ايمنى و سلامت نزديكتر است تا مجاهدى كه در معرض سستى از مجاهده است . و آنچه را كه هريك از اين دو گروه گفتهاند ، دور از حقيقت و همچنين خالى از قصور و نقص از كمال حقيقت نيست . . . » - ( مترجم عربى ) .